| از ماونتین ویو تا جمهوری گوگلند |
| ساعت ۸:٤٥ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٢ |
|
دفتر اصلی شرکت گوگل در شهر ماونتین ویو(Mountain View) در کالیفرنیا و ساحل جنوب غربی سانفرانسیسکو قرار دارد. شرکت گوگل به تازگی اعلام کرده است که قصد دارد دفتر خود را از ماون تین ویو به جزیره ای در اقیانوس آرام که کاملاً به شکل G می باشد، انتقال دهد. مدیران شرکت قصد دارند که در آینده برای توسعه همه جانبه فعالیتهای خود در اقصی نقاط دنیا، سایر حروف لاتین کلمه google را هم خریداری کنند. آنها می خواهند جزیره گوگوروا(Gogooroa) در اقیانوس آرام را خریداری نموده و جمهوری گوگلند را در آنجا تشکیل دهند. این جزیره نه تنها به شکلG است، بلکه دامنه ملی(طبقهبندی سایتهای اینترنتی بر مبنای کشور و نوع سازمان صاحب وبسایت) آن نیز “go” است که در سرتاسر جهان هواخواهان بسیاری برای تملک آن وجود دارد. بعلاوه مدیران گوگل اعلام نموده اند که کاربران اینترنت، پس از تملک جزیره مذکور توسط گوگل، برای اتصال جستجوگر به جای google.com از google.go استفاده خواهند کرد.
جزیره گگورو جای بسیار دلپذیری برای زندگی است و گوگلیها(افرادی که در گوگل کار میکنند) از بسیاری از مزایای زندگی در چنین مکانی لذت خواهند برد. آنان نه تنها از درآمد حاصل از کار در گوگل زندگی می کنند، بلکه در این جامعه خودمختار مالیات پرداخت نمی کنند، می توانند در دفتر کار خود یک آکواریوم و یک ماهی استوائی داشته باشند. آنان می توانند حداقل 20 درصد از وقت کاری خود را به ماهیگیری اختصاص دهند. پایه غذاها در گوگلند اغلب ماهی خواهد بود زیرا ماهی سرشار از فسفر و اسیدهای امگا 3 است و هم برای سلامتی مغز و هم انجام فرآیندهای بهتر مغزی اهمیت دکتر اریک اشمیت مدیر اجرایی گوگل بهزودی بهعنوان “رئیس جمهور جمهوری گوگلند” نام خواهد گرفت.سرگیبرین(Sergey Brin) و لریپیج (Larry Page) دو موسس گوگل نیز هر دو نخستوزیرخواهند بود و بر امور تجارت خارجی و فناوری نظارت خواهند داشت. یکی از منابع نزدیک به این موتور جستجو اخیرا خبر از جستجوی گوگل برای یافتن پنج جزیره دیگر به شکلهای O، O، G، L و E در دریاها و اقیانوسهای دیگر داده است. هدف نهایی از این کار ایجاد شبکهای جهانی از مراکز دادههاست اظهارنظر نهائی در خصوص صحت خبر یا عدم صحت آن کمی مشکل است اما تحولات شگرف شرکت گوگل بسیار وحشتناک و عجیب است.
کلمات کلیدی:
|
|
| اسراری از موفقیت کسب و کار گوگل |
| ساعت ۸:٢۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧ |
|
مدتهاست که از موتور جستجوگر گوگل برای خواندن مطالب دیگران، ارسال پیام، جستجوی مطالب و...استفاده کردم. هر چند مطمئن هستم که به راحتی نمی توان به ارزیابی دقیق و همه جانبه شیوه های مدیریتی و کارآفرینی در گوگل پرداخت اما مطالعه در باره آن و معرفی بخشی از روش های مورد استفاده در مدیریت گوگل، خالی از لطف نیست؛ هم آموزنده است و هم کمی کمک به علاقه مندان مدیریت و بازرگانی. 1- شف چارلی در سال 1999 کارمند شماره 40 گوگل بود که در آن شرکت استخدام شد. او برای کمتر از 50 نفر غذا می پخت اما در ماه می 2005 که گوگل را به منظور تأسیس تعدادی رستوران زنجیره ای ارگانیک و با سرمایه و کمک مالی میلیون دلاری سایر کارمندان گوگل ترک می کرد برای بیش از 1500 نفر غذا سرو می کرد. اهمیت نقش چارلی در گوگل همتراز بالاترین مقامات مالی آن موسسه است. هزاران کارمند محلی و بین المللی گوگل متولد دورافتاده ترین نقاط دنیا هستند با انواع آلرژی ها و سلیقه ها، شادابی فیزیکی و مغزی آنها اهمیتی اساسی در پیشرفت مالی گوگل دارد بنابراین تلفیق درستی از تغذیه سالم و الگوریتم دقیق، در تراز مالی هر شرکتی جواب می دهد. اوایل که به گوگل آمده بود همه کارها از پختن نان تا تهیه منوها را به تنهایی انجام می داد و حالا دلش برای آنروزها تنگ شده بود. روزنامه های مهم از جمله نیویورک تایمز و اکونومیست و صدها سایت و وبلاگ، چارلی را می شناسند و با او گفتگو کرده اند. این اواخر 5 کمک آشپز و 40 آشپز زیردستش بودند و خودش بیشتر اوقاتش را در دفترش و یا در میتینگها و جلسات اداری صرف می کرد. 2- گوگل رابطه نزدیکی با کشاورزان و دامداران منطقه بهم زده بود و همواره بهترین و سالمترین و تازه ترین ها را از آنها می خواست. آنها می گفتند که گاوها باید فقط علف بخورند تا گوشتشان کم چربی باشد، تمام خوکها باید عاری از نیترات باشند چرا که نیترات باعث سرطان می شود و تمام ماهی ها (ماهی برای رشد و بهبود کارکرد مغز انسان بسیار مؤثر و مفید است) را باید با قلاب و در حالت وحشی ( و نه با تور و گروهی ) صید کنند تا مزه ی بهتری داشته باشد. 3- تمام غذاها و امکانات ورزشی، پزشکی، مهد کودک، و غیره کارمندان گوگل کاملا مجانی است. 4- گوگل به کارمندانش اجازه داده تا 20 درصد از وقت کاری روزانه شان - و یا یک روز کامل در هفته - را به پروژه ها و کارهای مورد علاقه خودشان، که ربطی به شغل شان ندارد، اختصاص بدهند تا فکرشان باز و رابطه شان با دنیای غیر کامپبوتری بیشتر شود. 5- بهنگام حاملگی تا 75 درصد حقوق را به خانم ها می پردازند. 6- بطور کلی کار کردن در گوگل بیشتر شبیه زندگی غیر رسمی در محیط دانشگاه و خوابگاههای دانشجویی است. 7- مهندسین گوگل اجازه دارند در هنگام کار هرگاه دوست دارند کمی چرت بزنند تا مغزشان فرصت بیشتری برای مرور و تفکر داشته باشد. 8- تفریحات و مسابقههای ورزشی والیبال و غیره که باعث شادابی و تحرک بیشتر خون به مغز می شود، جزیی از سیاستهای هفتگی در گوگل است. یکی از این ورزشها 9- مجتمع اصلی گوگل در Mountain View پنج کافه تریای اصلی دارد و قرار است که 14 کافه دیگر هم ایجاد شوند. نهار در تمام آنها و صبحانه و شام در بعضی کافه ها مجانی سرو می شود. این کافه ها روزانه در حدود 1500تا 3000 صبحانه و نهار و شبها 600 تا 800 شام مجانی سرو می کنند و 85 درصد کارمندان گوگل در آنها حضور می یابند و معمولا هم حدود 125درصد غذا تهیه می شود ( یعنی 25 درصد غذای اضافه برای ویزیتورها و میهمانها). 10- نهار را بین ساعات 11:30 تا 14:30 سرو می کنند که بیشترین طرفدار را دارد اما صبحانه و شام کمتر طرفدار دارد(در خانه صرف می شود). 11- به هنگام نهار تمامی کارمندان گوگل کنار یکدیگر می نشینند و تجربه ها و پروژه هایشان را با هم در میان می گذارند. این باعث می شود که همه از پروژه های آینده گوگل با خبر می شوند و کمتر کسی است که بی خبر از تجارب و پروژه های دیگران باشد. جالب اینکه سرگی برین (یکی از دو بنیانگزار گوگل) گیاهخوار است. 12- انبارهای مخصوص سرشار از انواع و اقسام سبزیحات، میوه، گوشت و مرغ و ماهی و میگو و خرچنگ و دهها نوع ادویه جات از سراسر دنیا، همگی تر و تازه و صد در صد ارگانیک و اکثرا پرورش یافته در مزارع نزدیک لوکیشن گوگل (که باعث رونق اقتصادی آنها هم شده)، انواع و اقسام تنقلات (بادام و گردو و ...) و انواع مختلف شیرینیجات و حبوبات و دانه های گیاهی تازه و ارگانیک، و انواع سرکه های 12-10 ساله طبیعی و روغن گل آفتابگردان و خلاصه بیش از 200 نوع مختلف دستور پخت غذا، روزانه چند هزار کارمند گوگل را زیر نظر خانم Amyjo Johnson متخصص تغذیه گوگل سرو می کنند . 13- محیط کاری گوگل بیشتر شبیه مهد کودک هاست و غذاخوری هایش شبیه نوعی سازمان ملل . همه چیز در گوگل طبیعی و ارگانیک است حتی صابون ها و محلول های ظرفشویی اش. 14- این روزها نوع مخصوصی از چای آرامبخش بنام kombucha هم در کافه تریاهای گوگل طرفداران زیادی پیدا کرده که انرژی زا و تمیزکننده هم هست. ... 15- تغذیه در گوگل، بویژه بهنگام استخدام مهندسین کامپیوتر، نقشی استراتژیک و اساسی دارد. بهنگام استخدام، یک بروشور به نام 16- به کارکنان توصیه می شود که از سرب و محیط هائی که سرب دارند (سرب بتدریج باعث از بین رفتن سلول های مغز می شود) بپرهیزند. 17- توصیه می شود که کارکنان انگشت های پا را تکان دهند(این کار به فعال شدن و تحریک مغز کمک می کند). اتفاقا به همین دلیل است که اکثر کارمندان گوگل بهنگام کار دمپایی به پا می کنند تا انگشتانشان را راحت تر تکان بدهند. 18- اریک اشمیت، مدیرعامل گوگل، به این واقعیت اشاره دارد که خلاقیت و پرورش خلاقیت در کارکنان یک شرکت، رمز پیروزی در شرکتهای دیجیتالی امروز جهان است. این خلاقیت است که کارآفرینی دیجیتالی را به بهترین شکل ممکن پرورش و هدایت میکند و این تضمینی برای بقا در دهکده جهانی است. مهندسان گوگل بیست در صد از وقتشان را فقط برای انتخاب پروژه مصرف میکنند. البته این زمان از دست نرفته و باعث میشود که پروژههای خوبی حاصل شود. اما به طور عمومی به انسانهای خلاق اجازه میدهند که خلاق باشند. یکی از سلاحهای نا مخفی گوگل، نظریات ارسال شده به وسیله پست است. صندوق پستی که مردم از سراسر دنیا پیشنهادات و انتقادات خود را برای گوگل ارسال میکنند، خواسته مردم را نشان می دهد و تبدیل به طرح هائی می شود که گوگل می تواند روی آنها کار کند. 19- در گوگل، پیتر دراکر (پدر مدیریت نوین در قرن بیستم) به عنوان یک معلم تجارت معروف است. دراکر واژه کارگرهای اطلاعاتی را در سال 1959 ابداع کرد. او بر این عقیده بود که کارگرهای اطلاعاتی کارگرهایی هستند که باور داشته باشند که مفید و موثرند نه اینکه مانند دیگران فقط از ساعت پنج تا نه صبح بر اساس وظیفه سر کار بروند. شرکتها و سازمانهایی که به دنبال این گونه کارمندان بروند و از آنها بهره بگیرند میتوانند به عنوان شرکتهای برتر در بیست و پنج سال آینده معرفی گردند. 20- همه استخدام ها به وسیله تشکیل کمیته و شورا صورت می گیرد. به طور کلی کسی که در گوگل درخواست استخدام را مطرح میکند حدود دوازده مصاحبه مختلف را پشت سر میگذارد تا استعدادها و مهارتهای او مشخص شود. هر کدام از اعضای کمیته، نظر خود را ابراز میکنند. این عملیات باعث میشود تا استانداردهای کار بالاتر رود. 21- لازم است که همه خواستههای کارمندان فراهم شوند. امکانات موجود استاندارد بوده و شامل اسباب و وسایل نهار خوری، باشگاه ورزشی، رختشویخانه، اتاق ماساژ، آرایشگاه، کارواش، خشک شویی، اتوبوسهای ایابوذهاب و ... است. هر چیزی که یک مهندس به آن احتیاج داشته باشد، در گوگل تهیه می شود. به این نکته توجه می شود که برنامهنویسها دوست دارند که فقط برنامه نویسی کنند. دیگر احتیاجات آنها را ما برآورده میکنیم. 22-مکان کارکنان نزدیک به هم می باشد. تقریباً تمام پروژهها در گوگل پروژههای تیمی هستند و اعضای تیمها احتیاج به برقراری ارتباط با یکدیگر دارند. بهترین راه برای ارتباط برقرار کردن آنها این است که اعضای تیمها در هنگام کار نزدیک به هم باشند. هیچ ارتباطی به اندازه کنار هم بودن نمی تواند در کار تیمی مفید واقع شود. 23- اتاق های کنفرانس پیش بینی شده است تا افراد بتوانند برای مشورت کردن از آن استفاده کنند. در واقع اداره به محلی برای به اشتراک گذاشتن تفکرها تبدیل شده است. 24- هماهنگی لازم بین اعضای تیم، به واسطه نزدیکی آنها به همدیگر ایجاد می شود زیرا هر برنامهنویس قادر خواهد بود که به آسانی و بدون تلف کردن وقت بفهمد که اعضای گروه خود در حال حاضر در کدام بخش از پروژه قرار دارند. آیا او نیز همراه آنان است یا از برنامه عقب است و این به دلیل فاصله نزدیکی فیزیکی آنان خواهد بود. 25- امکان استفاده نامحدود از ابزارهای شرکت برای کارکنان فراهم شده است. این ابزار و امکانات، نه تنها برای ادامه کار، بلکه برای تسهیل در فعالیتها و حتی آزمایش مناسب خواهد بود. به عنوان مثال یکی از دلا یل موفقیت جی میل، آزمایش شدن این سرویس به طور مکرر بود. کارکنان با صفحات وب داخلی شرکت ماهها این سرویس را مورد بررسی قرار دادند و بعد از مدتی آن را روانه بازار کردند و همین موضوع باعث شد که به موفقیت بسیاری دست یابند. 26- رضایت عمومی بسیار مهم است. در واقع در سیستمهای مشارکتی، همواره یک تصمیم گیرنده نهایی وجود دارد. آنان معتقدند که افراد بیشتر بسیار باهوشتر از افراد کمتر هستند و در واقع به یک پهنای اطلاعاتی قبل از تصمیمگیری نیاز دارند. در گوگل نقش مدیر در واقع یک جمع کننده نظرات است نه یک دیکتاتور. در تصمیم، رسیدن به رضایت عمومیگاهی اوقات بسیار طول میکشد، اما همیشه پروژهای کاملتر بوده است که تیمیتر بوده است. 27- شعار گوگل این است که زیان آور نباشید. گوگل، جوی از تحمل و احترام در مقابل نظرات مردم به راه انداخته است، نه جوی که در آن پر از بله در مقابل نظرات مردم باشد. 28- در گوگل، دادهها تصمیمات را حرکت میدهند یعنی تمام تصمیمات بر مبنای تجزیه و تحلیل گرفته می شوند. این امر نیاز به آنالیزورهائی دارد که به سختی و با جدیت کامل بر روی داده ها کار کنند و شرکت را به روز نگه دارند. نیاز به یک سیستم اطلاعاتی کارآمد، شدیداً احساس شده و در این زمینه، گوگل را می توان موفق ترین شرکت دانست. 29- ارتباط مؤثر برقرار کردن، از برنامه های مناسبی است که در گوگل مورد توجه قرار گرفته و به طور جدی پیگیری می شود. هر جمعه مجمعی برای آگاهی دادن، معرفی، پرسش و پاسخ، نوشیدن و خوردن برگزار می شود. در این مجمع، مدیران و کارکنان با همدیگر ارتباط بر قرار کنند. 30- گوگل اطلاعات خود را به طور وسیعی برای دیگر سازمانها یا مؤسسات منتشر میکند. آنان معتقد هستند که درست است باید بر مدیریت خلاقیت و ابداع و ابتکار تمرکز کنند، اما این تنها نقطه تمرکز در گوگل نیست بلکه باید عملیات و کار شرکت را نیز به طور روز به روز مدیریت کنند و این کار سادهای نیست. با توجه به اینکه می خواهند یک تکنولوژی گسترده و جهانی را اداره کنند، برقراری ارتباط با کشورهای دیگر و اغلب سازمان های بزرگ که مشتریان گوگل هستند، ضرورت دارد. 31- گوگل در حال تشکیل جمهوری گوگلند در جزیره گوگورو(Gogoroa) می باشد که حتماً مطالب آن را در اولین پست قرار خواهم داد. منابع: راهکار مدیریت مطالعات متفرقه در مورد گوگل
کلمات کلیدی:
|
|
| می تونیم - چند نکته در کسب و کار |
| ساعت ۸:٠٠ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧ |
|
1) دو نفر که بازاریاب بودند، با هم صحبت می کردند که چگونه در آفریقا کفش بفروشند؟ یکی گفت: آفریقائی ها که کفش نمی پوشند، این اصلاً بازار خوبی نیست. دیگری گفت: عجب بازاری! می توانیم به هر کدام یک کفش بفروشیم. 2) در حال سوار شدن به قطار در هندوستان، یکی از کفش های مهاتما گاندی از پایش درآمد. به محض سوار شدن به قطار، کفش دیگر را نیز به بیرون از قطار پرتاب کرد تا هر دو کفش احتمالً نصیب بیچاره ای شوند. 3) دو مرد روستائی چینی می خواستند برای کار کردن به شانگهای و پکن بروند. در ایستگاه قطار نظرشان عوض شد. یکی از آنها که می خواست به شانگهای برود، شنید که مردم می گفتند: مردم شانگهای خیلی زرنگ هستند و حتی بابت آدرس دادن به غریبه ها، پول می گیرند. او تصمیم خود را عوض کرد و پکن را ترجیح داد، زیرا در مقابل می گفتند: در پکن کسی گرسنه نمی ماند و غذا و پوشاک به نیازمندان می دهند. دیگری که بلیط پکن گرفته بود، همه این صحبتها را شنید و با خود فکر کرد که شانگهای عجب شهر خوبی است، حتی بابت راهنمائی غریبه ها می توان سود برد. این دو نفر، بلیط خود را عوض کردند. نفری که به پکن رفت، متوجه شد که پکن شهر خیلی خوبی است و ظرف یک ماه اول هیچ کاری نکرد، گرسنه هم نماند. در بانک ها آب برای نوشیدن و در فروشگاه های بزرگ شیرینی های تبلیغاتی را که مشتریها می توانستند بدون پرداخت پول بخورند، می خورد. فردی که به شانگهای رفته بود، متوجه شد که شانگهای شهر خوبی است و هر کاری در این شهر حتی راهنمایی مردم و غیره سود آور است. فهمید که اگر فکر خوبی پیدا شود و با زحمت اجرا گردد، پول بیشتری به دست خواهد آمد. او سپس به کار گل و خاک روی آورد و به کسانی که به پرورش گل علاقه داشتند، خاک گلدان می فروخت. او با ادامه کار در عرض یک سال توانست یک مغازه باز کند. او متوجه شد که شرکتهای مختلف، فقط به فکر شستن ساختمان هستند و اغلب تابلوهای کثیفی دارند. شرکتی ثبت کرد تا با نردبان، سطل آب و پارچه به شستشوی تابلوی شرکت ها بپردازد. شرکت او اکنون 150 کارگر دارد و فعالیت آن از شانگهای به شهرهای هانگجو و ننجینگ توسعه یافته است. او برای بازاریابی با قطار به پکن سفر کرد و در ایستگاه راه آهن پکن، آدم ولگردی را دید که از او بطری خالی می خواست. هنگام دادن بطری، چهره کسی را که پنج سال پیش بلیط قطار را با او عوض کرده بود به یاد آورد. 4) یک زن هندی با حمایت شرکت تریکل آپ که یک شرکت آمریکائی برای حمایت از کسب و کارهای کوچک است، دست به کار خارق العاده ای زد. وقتی نماینده شرکت از او پرسید که اگر سرمایه اندکی داشته باشد، چکار می کند؟ گفت: یک ریکشا(وسیله نقلیه هندی با ظرفیت سه نفر) می خرم تا همسرم برای کار کردن، نیازی به اجاره آن نداشته باشد. او این حمایت مالی را دریافت کرد و با مجموع اولین قسط پرداختی و پس اندازش، یک ریکشا خرید. با داشتن تاکسی خودشان که با نیروی انسان حرکت می کند، او و همسرش شروع به پس انداز پولی کردند که پیش از این برای اجاره آن می پرداختند. با دریافت دومین قسمت حمایت مالی آن ها توانستند یک ریکشای دیگر بخرند که برای درآمد بیشتر اجاره اش دادند. همسر این زن به دلیل ابتلا به سل از دنیا رفت. زن دوباره ازدواج کرد، همسر دوم به عنوان رانند ریکشا مشغول به کار شد و خانم نه تنها مالک سه ریکشا شده، بلکه سه ریکشای دیگر هم اجاره می کند. او می گوید: راز موفقیت من فقط این است که می دانم چگونه پس انداز کنم و چگونه از پس انداز خود استفاده کنم؟ برنامه های دیگری نیز دارند. آنها می خواهند یک مغازه برای تعمیر دوچرخه و همچنین یک چایخانه سنتی راه اندازی کنند، ضمن اینکه از محل پس اندازهای خود به فکر ازدواج دو دختر خود در آینده باشند. 5) هر وقت می خواهیم بر روی محصولات یا خدمات خود قیمت بگذاریم، ذهن، خلاقیت و تلاش فکری را فراموش می کنیم. این در حالی است که بهای اینها از ماشین آلات و تجهیزات و ابزار هم بیشتر است و حتی در بسیاری از موارد، قابل قیمت گذاری نیستند. یک نفر مهندس در تعمیر دستگاه های مکانیکی استعداد و تبحر داشت. او پس از 30 سال خدمت صادقانه باز نشسته شده بود که برای رفع اشکال یکی از دستگاههای بسیار گران شرکت با او تماس گرفتند. مهندس، ضمن پذیرش این امر، یک روز تمام به وارسی دستگاه پرداخت و در پایان کار، با یک تکه گچ علامت ضربدر روی یک قطعه مخصوص دستگاه کشید و با سربلندی گفت:«این قطعه ایراد دارد!». آن قطعه تعمیر شد و دستگاه بار دیگر به کار افتاد. او دستمزد خود را50000 دلار اعلام کرد. قسمت حسابداری از او گزارش و صورتحساب مواد مصرفی طلب می کنند. او می نویسد:« یک دلار برای یک قطعه گچ و بابت دانستن اینکه ضربدر را کجا بزنم: 49999 دلار»
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، عضو هیئت علمی دانشگاه پروفایل مدیر : علی میر |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |


