| ابعاد سرمایه اجتماعی |
| ساعت ٧:٤٢ ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٥ |
|
سرمایه اجتماعی(Social Capital)، مجموعه هنجارهای موجود در سیستم های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و موجب پایین آمدن سطح هزینه های تبادلات و ارتباطات می گردد. براساس این تعریف، مفاهیمی نظیر جامعه مدنی و نهادهای اجتماعی نیز دارای ارتباط مفهومی نزدیک با سرمایه اجتماعی می گردند.بانک جهـــانی نیز سرمایه اجتماعی را پدیده ای می داند که حاصل تاثیر نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر روی کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی است و تجارب این سازمان نشان داده است که این پدیده تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد و توسعه کشورهای مختلف دارد. سرمایه اجتماعی برخلاف سایر سرمایه ها به صورت فیزیکی وجود ندارد بلکه حاصل تعاملات و هنجارهای گروهی و اجتماعی بوده و ازطرف دیگر افزایش آن می تواند موجب پایین آمدن جدی سطح هزینه های اداره جامعه و نیز هزینه های عملیاتی سازمانها گردد. به این موضوع شده است: به طورکلی سرمایه اجتماعی منابعی در دسترس هستند نظیر اطلاعات، اندیشه ها، راهنماییها، فرصتهای کسب و کار، سرمایه های مالی، قدرت و نفوذ، پشتیبانی احساسی، خیرخواهی، اعتماد و همکاری. کلمه اجتماعی در عنوان سرمایه اجتماعی، نشانگر غیرشخصی بودن این دارائی ها است یعنی هیچ فردی به تنهایی مالک آنها نیست. این منابع در دل شبکه های روابط قرار گرفته اند. سنجه ها و ابزار اندازه گیری سرمایه اجتماعی بسیار زیاد هستند. در این بخش به تعدادی از این جنبه ها اشاره می شود. در اندازهگیری «سرمایه اجتماعی» توجه به سه جنبه منجر به پیدایش استراتژیهای تحقیقاتی متعددی در پژوهشهای مربوط شده است: 1) اعتماد 2) گستردگی روابط دیرپا 3) وجود هنجارهای مشترک در این میان، استفاده از چهار سنجه عمده سرمایه اجتماعی قابل تشخیص هستند: 1) میزان اعتماد عمومی. 2) میزان مشارکت در انجمنها و نیز فعالیتهای داوطلبانه اجتماعی. 3) میزان جرم، طلاق، خودکشی و غیره، به عنوان نمایانگر میزان شدت و قوت ارتباطات اجتماعی. 4) وسعت و غنای شبکه روابط اجتماعی افراد. شاخص های مربوط به اعتماد 1) اعتماد اجتماعی (مابین افراد): میزان اعتماد میان افراد، میزان رواج صداقت و راستگویی در میان مردم و پایبندی افراد به قول و قرارها. 2) اعتماد سیاسی (میان افراد و حکومت): میزان اعتماد پاسخگویان نسبت به مدیران و کارگزاران دولتی،نظر افراد نسبت به کارکردهای حکومت، نظر مردم در باره نوع نگرش و نظر حکومت به همه، اعتماد مردم به قوانین و عدالت سیاسی، میزان مشارکت مردم در سیاستگذاریها و اداره امور، روند شرکت مردم در انتخاباتها. 3) اعتماد نهادی(مشاغل، حرفهها و موقعیتها): میزان اعتماد پاسخگویان به افراد شاغل در اصناف مختلف(بنگاههای معاملات ملکی، خرید و فروش اتومبیل، کسبه خرده پا، تجار، رانندگان، پزشکان، قضات، روحانیون، کارگران و...). شاخص های مربوط به مشارکت در انجمنها و نیز فعالیتهای داوطلبانه اجتماعی 1) حساسیت و توجه به سرنوشت کشور: آمادگی برای دفاع از خاک خود به طور داوطلبانه، آمادگی افراد برای کار داوطلبانه در مناطق محروم، دنبال کردن اخبار سیاسی و کیفیت آن 2) مشارکت در فعالیتهای خیریه و داوطلبانه: رواج کمک به دیگران در جامعه، کار داوطلبانه در بنگاههای خیریه و یا کمک مالی. 3) عضویت در انجمنهای شهروندی:انجمنهای اولیا و مربیان،انجمنهای ورزشی و تفریحی،انجمنها و شوراهای محلی،شرکت در محافل غیررسمی و دوستانه،شرکت در مراسم روضه و عزاداری نیز از 20% در سال 1375 به حدود 35% در سال 1382 افزایش یافته است. هر چه در یک جامعه میزان جرایم کمتر باشد، سرمایه اجتماعی بالاتر است. کاهش یا افزایش مواردی همچون طلاق، خودکشی و غیره، نمایانگر میزان شدت و قوت ارتباطات اجتماعی هستند. شاخص های مربوط به وسعت و غنای شبکه روابط اجتماعی افراد افزایش مشارکت، پای بندی به تعهدات و رشد و بهبود مستمر روابط افراد جامعه را در بر می گیرد. هرچند شناسایی و معرفی شاخص های سرمایه اجتماعی بستگی به شرایط حاکم دارد ولی عناصر مفهومیای که اغلب در پژوهش ها به عنوان عناصر اصلی سرمایه اجتماعی در نظر گرفته شدهاند عبارتند از: آگاهی به امور عمومی، سیاسی و اجتماعی، اعتماد عمومی، اعتماد نهادی، مشارکت غیررسمی همیارانه، مشارکت غیررسمی خیریهای، مشارکت غیررسمی مذهبی و شرکت در اتحادیهها، انجمنها، سازمانها و موسسات مدنی رسمی. بخشی از نتایج تحقیق آقای سید احمد فیروزآبادی با عنوان بررسی سرمایه اجتماعی در ایران و راههای ارتقاء آن(سال 1384) به شرح زیر است: 1) 'تعهد دینی'، همبستگی مستقیم و مثبت بر سرمایه اجتماعی در ابعاد ذهنی - شناختی یعنی اعتماد عمومی و نهادی و در ابعاد رفتاری- مشارکتی، انواع مشارکت رسمی و غیر رسمی دارد. 2)'تحصیلات' نیز از سایر عوامل موثر تاثیرگذار بر سرمایه اجتماعی میباشد. به گونهای که رابطه آن با سرمایه اجتماعی به لحاظ اهمیت به عنوان دومین عامل تاثیرگذار بر سرمایه اجتماعی میباشد به گونهای که رابطه آن با سرمایه اجتماعی به لحاظ اهمیت به عنوان دومین عامل تاثیرگذار مثبت به شمار میآید و رابطه آن با عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی به این صورت است که به غیر از مشارکتهای غیررسمی که همبستگی معکوس با آن دارند با سایر عناصر مفهوم سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد عمومی، نهادی، آگاهی و توجه و مشارکت رسمی همبستگی معنادار مستقیم دارد. 3)'مشارکت رسمی یکی از اعضای خانواده'، نیز با سرمایه اجتماعی رابطه معنادار و مثبت دارد و با عناصر مفهوم سرمایه اجتماعی به غیر از اعتماد نهادی که بیرابطه است با سایر عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی، رابطه معنادار و مثبت دارد. 4) 'میانسالان'، با میانگین سنی 51 سال نسبت به جوانان با میانگین سنی 25 سال از سرمایه اجتماعی بالاتری برخوردارند و این موضوع در بین عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی به غیر از آگاهی و توجه و مشارکت رسمی که بیرابطه است با سایر عناصر سرمایه اجتماعی رابطه معنادار مثبت دارد. 5) 'غیرمهاجرین'، نسبت به مهاجرین از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردارند و در بین عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی، به غیر از اعتماد عمومی که رابطه معناداری با مهاجرت ندارد، اعتماد نهادی، آگاهی و توجه و مشارکتهای رسمی و مشارکت غیر رسمی مذهبیِ غیرمهاجرین به طور معناداری بیش از مهاجرین است و مشارکت غیررسمی خیریهای و همیارانه مهاجرین به طور معناداری بیش از غیرمهاجرین است. 6) 'مردان'، به نسبت زنان از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردارند اما در عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی سطوح اعتماد عمومی و نهادی و مشارکتهای غیررسمی همیارانه در بین زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد و آگاهی و توجه و مشارکتهای رسمی مردان به طور معناداری از زنان بیشتر میباشد. 7)'دینباوری'، که از شدت ضعیفتری نسبت به تعهد دینی برخوردار است، بر روی سرمایه اجتماعی تاثیر مثبت دارد و با اعتماد عمومی، آگاهی و توجه و مشارکت رسمی رابطه معناداری ندارد و با سایر عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد نهادی، مشارکتهای غیررسمی خیریهای، مذهبی و همیارانه رابطه معنادار مثبت دارد. |
|
| سرمایه اجتماعی و نقش دولت در ایجاد آن |
| ساعت ۳:۳٤ ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤ |
|
امروزه سرمایه اجتماعی، نقشی بسیار مهمتر از سرمایه فیزیکی و انسانی در جوامع ایفا می کند . در غیاب سرمایه اجتماعی، سایر سرمایه ها اثربخشی خود را از دست می دهند و بدون آن پیمودن راههای توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی ناهموار و دشوار می شوند. سرمایه اجتماعـــــــی (SOCIAL CAPITAL) به پیوندها و ارتباطات میان اعضای یک شبکه به عنوان منبع باارزش اشاره دارد که با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا می شود. سرمایه اجتماعی که صبغه ای جامعه شناسانه دارد، به عنوان یک اهرم توفیق آفرین مطرح و مورداقبال فراوان نیز واقع شده است. ســرمایه اجتماعی، بستر مناسبی برای بهره وری سرمایه انسانی و فیزیکی و راهی برای نیل به موفقیت قلمداد می شود. مدیران وکسانی که بتوانند در سازمان، سرمایه اجتماعی ایجاد کنند، راه کامیابی شغلی و سازمانی خود را هموار می سازند. از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی به زنــــــدگی فرد، معنی و مفهوم می بخشد و زندگی را ساده تر و لذت بخش تر می سازد. در دیدگاههای سنتی مدیریت توسعه سرمایه های اقتصادی، فیزیکی و نیروی انسانی مهمترین نقش را ایفا می کردند اما در عصر حاضر برای توسعه بیشتر از آنچه به سرمایه اقتصادی، فیزیکی و انسانی نیازمند باشیم به «سرمایه اجتماعی نیازمندیم، زیرا بدون این سرمایه استفاده از دیگر سرمایه ها به طور بهینه انجام نخواهدشد. در جامعه ای که فاقد سرمایه اجتماعی کافـــی است. سایر سرمایه ها ابتر می مانند و تلف می شوند. از این رو موضوع سرمایه اجتماعی به عنوان یک اصل محوری برای دستیابی به توسعه محسوب شده و مدیرانی موفق قلمداد می گردند که بتوانند در ارتباط با جامعه به تولید و توسعه سرمایه اجتماعی بیشتر نایل گردند. اصطلاح سرمایه اجتماعی قبل از سال 1916، در مقاله ای توسط هانی فان از دانشگاه ویرجینیای غربی مطرح شد. اما، نخستین بار در اثر کلاسیک جین جاکوب: مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی (1961) به کاررفته است، که در آن او تــــوضیح داده بود که شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های حومه قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات درمورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند. سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن سهیم هستند. مشارکت در ارزشها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی گردد، چرا که این ارزشها ممکن است ارزشهای منفی باشد. هنجارهایی که سرمایه اجتماعی تولید می کنند اساساً باید شامل سجایایی از قبیل صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشد. به طورکلی از سرمایه اجتماعی تعاریف مختلفی ارائه گردیده است. یکی از تعاریف مطرح این است که سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای موجود در سیستم های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و موجب پایین آمدن سطح هزینه های تبادلات و ارتباطات می گردد. براساس این تعریف، مفاهیمی نظیر جامعه مدنی و نهادهای اجتماعی نیز دارای ارتباط مفهومی نزدیک با سرمایه اجتماعی می گردند.بانک جهـــانی نیز سرمایه اجتماعی را پدیده ای می داند که حاصل تاثیر نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر روی کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی است و تجارب این سازمان نشان داده است که این پدیده تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد و توسعه کشورهای مختلف دارد. سرمایه اجتماعی برخلاف سایر سرمایه ها به صورت فیزیکی وجود ندارد بلکه حاصل تعاملات و هنجارهای گروهی و اجتماعی بوده و ازطرف دیگر افزایش آن می تواند موجب پایین آمدن جدی سطح هزینه های اداره جامعه و نیز هزینه های عملیاتی سازمانها گردد. به طورکلی سرمایه اجتماعی منابعی دردسترس هستند نظیر اطلاعات، اندیشه ها، راهنماییها، فرصتهای کسب و کار، سرمایه های مالی، قدرت و نفوذ، پشتیبانی احساسی، خیرخواهی، اعتماد و همکاری. کلمه اجتماعی در عنوان سرمایه اجتماعی، دلالت می کند که این منابع، خود داراییهای شخصی محسوب نمی شوند، هیچ فردی به تنهایی مالک آنها نیست. این منابع در دل شبکه های روابط قرار گرفته اند. اگر شما سرمایه های انسانی را از آنچه که شما می دانید فرض کنید (مجموع دانش، مهارت و تجارت شما)، پس دسترسی به سرمایه اجتماعی به کسانی که شما می شناسید بستگی دارد، یعنی اندازه، کیفیت و گوناگونی شبکه های کسب و کار و شبکه های ارتباطی شخصی شما در آن موثر است. اما فراتر از آن، ســــرمایه اجتماعی به کسانی که شما نمی شناسید نیز بستگی دارد، البته اگر شما به طور غیرمستقیم به وسیله شبکه هایتان با آنها در ارتباط باشید. واژه سرمایه دلالت می کند که سرمایه اجتماعی همانند سرمایه انسانی یا سرمایه اقتصادی ماهیتی زاینده و مولد دارد، یعنی ما را قادر می سازد ارزش ایجاد کنیم، کارها را انجام دهیم، به اهدافمان دست یابیم، ماموریتهایمان را در زندگی به اتمام رسانیم و به سهم خویش به دنیایی یاری رسانیم که در آن زندگی می کنیم. وقتی می گوییم سرمایه های اجتماعی زاینده و مولد هستند، منظور این است که هیچ کس بدون آن موفق نیست و حتی زنده نمی ماند. در مقایسه سرمایه اجتماعی با سرمایه فیزیکی و انسانی باید گفت که مفهوم سرمایه فیزیکی به گونه ای که در ابزارها، ماشین آلات و دیگر وسایل تولیدی تجسم یافته است، می تواند بسط یابد و شامل سرمایه انسانی نیز بشود. همان طور که سرمایه فیزیکی، با ایجاد تغییرات در مواد برای شکل دادن به ابزارهــایی که تولید را تسهیل می کنند به وجود می آید، سرمایه انسانی با تغییر دادن افراد برای دادن مهارتها و توانائیهایی به آنها پدید می آید و افراد را تــــوانا می سازد به شیوه های جدید رفتار کنند. سرمایه اجتمـــاعی، به نوبه خود، هنگامی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش را تسهیل کند. سرمایه فیزیکی کاملاً ملموس است. سرمایه انسانی کمتر ملموس است و در مهارتها و دانشی که فرد کسب کرده است تجسم می یابد؛ سرمایه اجتماعی حتی کمتر از این محسوس است، زیرا در روابط میان افراد تجسم می یابد. سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی فعالیت تولیدی را تسهیل می کنند، و سرمایه اجتماعی نیز همانند آنها عمل می کند. مثلاً، گروهی که اعضایش زیاد به یکدیگر اعتماد می کنند، خواهند توانست کارهایی بسیار بیشتر از گروهی که فاقد آن است، انجام دهد. نقش دولت در ایجاد سرمایه اجتماعی امروز در سراسر جهان دولتها در کانون توجه قرار گرفته اند. توسعه های دور از دسترس که امروزه تحقق یافته اند ما را بر آن می دارد تا پرسشهای اصولی خود را درباره دولت تغییر دهیم. نقش دولت چگونه می تواند باشد؟ چه می تواند انجام دهد؟ از انجام چه کاری باید پرهیز کند؟ و بهترین راه انجام آن چیست؟ تجربه 50 سال گذشته فواید و محدودیتهای عملکرد دولت را به ویژه در ارتقای توسعه به روشنی نشان داده است. عــــامل تعیین کننده توسعه، به رغم تجربه های متفاوت، کارآمد بودن دولت است. وجود دولت کارآمد برای فراهم آوردن کالاها و خدماتی (مقررات و نهادهایی) که به بازار اجازه رشد و شکوفایی دهد و مردم را به سوی زندگی سالمتر و سعادتمندتر سوق دهد، حیاتی است. بدون وجود چنین دولتی، توسعه پایدار در زمینه های اقتصادی و اجتماعی غیرممکن است. 50 سال پیش بسیاری از اندیشمندان دقیقاً همین نظر را عنوان می کردند اما رفته رفته تمایل خود را اینگونه بیان کردند که توسعه باید دولت مدار باشد. از آن هنگام تا به امروز تجربه توسعه پیام متفاوتی را به ما می دهد: دولت در فرایند توسعه اجتماعی و اقتصادی نقش محوری دارد، بــــــا این حال نه به عنوان فراهم کننده مستقیم رشد بلکه به عنوان یک شریک، عامل تسریع و تسهیل کننده در روند توسعه . مهمترین اقداماتی نیز که توسط دولتهـــا می تواند برای تقویت سرمایه اجتماعی انجام شود عبارتند از : تشویق و تقویت تشکیل نهادهای مدنی؛تقویت وغنی سازی آموزشهای عمومی؛تامین امنیت شهروندان درجهت حضور داوطلبانه در نهادهای اجتماعی؛پرهیز از تصدی گری بخشهای مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و واگذاری فعالیتهای مربوطه به نهادهای مردمی برای جلب مشارکت آنها در فعالیتها و زمینه سازی ایجاد و تقویت نهادهای اجتماعی و شبکه های اعتماد بین آحاد مختلف مردم . آمــــــوزش و توانمندسازی، فرایند طرح ریزی شده ای است که شهروندان، مشارکت خود را در جوامع مختلف احساس و نتایج حاصل را مشاهده کنند. هدف از آموزش و توانمندسازی ایجاد فرصت دسترسی به ساختار اصلی و کسب اطلاعات است. شهروندان و مـــدیران بخش عمومی می باید به مثابه دو شریک در راه تاسیس نهادهای آزادمنشانه یا مراکز یادگیری همت گمارند. با تحصیل دانش، شهروندان و مدیران می توانند بهتر با یکدیگر کار کنند و از ابتدای کار در اجرای اموری که تعیین و مشخص گردیده اند، مشارکت ورزند. یکی ازمهمترین فرایندهای موجود در جوامع برای ایجاد سرمایه اجتماعی، آموزش است. گذر افراد از آموزشهای عمومی در تمامی سطوح و نیز آموزشهای دانشگاهی، نقش اصلی را در ایجاد سرمایه اجتماعی بازی می کنند. مؤلفه های فرهنگی در سطح جامعه به شدت متأثر از عملکرد نظامهای آموزشی و تربیتی هستند. درسطح سازمانی نیز دوره های آموزشی کارکنان می توانند بستر مناسبی برای تقویت سرمایه اجتماعی باشد. شاید مهمترین بعد کیفیت در بخش دولتی، رفتارمناسب و عادلانه با ارباب رجوع آنها باشد. یکی از مسائل که موجب از میان رفتن سرمایه اجتماعی می شود رفتار ناعادلانه با مردم توسط سازمانهای دولتی است. برای ایجاد سرمایه اجتماعی کارگزاران بخش دولتی باید بر این عارضه غلبه کرده و نوعی رفتار توأم با عدالت را با دیگران برقرار سازند. از این رو، بایستی در انتخاب کارمندانی که در تماس با مراجعه کنندگان هستند، دقت ویژه کرد و آنهایی را برگزید که دارای خصوصیات بارز اخلاقی باشند. سازمانهای دولتی با سلوک و رفتار عادلانه با مردم قادر خواهندبود تا اعتماد شهروندان را به خود جلب کرده و درنتیجه سرمایه اجتماعی ایجاد کنند.عملکرد سازمانهای دولتی از راههای مختلف می توانند به ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی یاری رسانند که در این بخش به طور مفصل به آن پرداخته شد. امروزه سازمانهای دولتی باید به فعالیتهایی دست بزنند که موردقبول جامعه و منطق با ارزشهای آن باشد. آن دسته از دستگاههای دولتی که نتوانند خود را با این مهم تطبیق دهند، در عرصه عمل موفق نخواهند بود. به عبارت دیگر، اگر سازمانها بخواهند جایگاه خود را در جامعه حفظ کرده و به نحوی عمل کنند که باعث بقا، توسعه و موفقیت شان شود، لازم است در عملکرد خود تجدیدنظر کرده و تعهدات خود را نسبت به شهروندان (ارباب رجوع) به درستی ایفا کنند. بدیهی است اگر شهروندان از سازمانهای دولتی سلب اعتماد کنند در یک فضای بی اعتمادی (فقیر شدن جامعه از جهت سرمایه اجتماعی) هم سازمانها و هم شهروندان متضرر شده و خسارت خواهند دید.بنگاههای دولتی وقتی بخواهند وظایفی را که بهتر است به جامعه مدنی سپرده شود، دردست گیرنــــد، سرمایه اجتماعی را تهی می کنند. بنابراین، نخستین اصل برنامه ریزی اجتماعی این است که آسیبی به سرمایه اجتماعی وارد نکنند. یعنی بنگاههای دولتی باید مصممانه آن اقدامات و فعالیتهایی را انجام دهند، که از عهده آنها برمی آیند. درعین حال، این سازمانها باید وظایفی را به جامعه مدنی بسپارند که نهادهای کوچکتر و کمتر متمرکز می توانند اجرا کنند. سازمانهای دولتی باید درجهت کنشهای مثبت با اجرای مستمر و خوب با کارکردهایی آغاز کنند که دقیقاً متناسب با وظایف آنهاست، فقط در این صورت است که می توان به تولید سرمایه اجتمــاعی توسط سازمانهای دولتی امیدوار بود.
خلاصه ای از مقاله دکتر سیدمهدی الوانی و دکتر علیرضا شیروانی در باره سرمایه اجتماعی- ماهنامه تدبیر شماره۱۴۷ |
|
| ابعاد سرمایه اجتماعی |
| ساعت ٤:۱٠ ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢۸ |
|
امروزه، در کنار سرمایه های انسانی، مالی و اقتصادی، سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعـــــــی (SOCIAL CAPITAL) مورد بهره برداری قرار گرفته است. این مفهوم به پیوندها، ارتباطات میان اعضای یک شبکه به عنوان منبع باارزش اشاره دارد که با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا می شود. سرمایه اجتماعی که صبغه ای جامعه شناسانه دارد، به عنوان یک اهرم توفیق آفرین مطرح و مورداقبال فراوان نیز واقع شده است. ســرمایه اجتماعی، بستر مناسبی برای بهره وری سرمایه انسانی و فیزیکی و راهی برای نیل به موفقیت قلمداد می شود. مدیران وکسانی که بتوانند در سازمان، سرمایه اجتماعی ایجاد کنند، راه کامیابی شغلی و سازمانی خود را هموار می سازند. از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی به زنــــــدگی فرد، معنی و مفهوم می بخشد و زندگی را ساده تر و لذت بخش تر می سازدبحث از «سرمایه اجتماعی» و اندازهگیری آن در ایران هنوز در مرحله جنینی است و پژوهشهای اندکی در این باره وجود دارد. این در حالی است که در چشمانداز بینالمللی مطالعات و پژوهشهای زیادی در این باره، به ویژه در مورد کشورهای صنعتی و توسعه یافته انجام گرفته است. مطالعات و پژوهشهایی که به خوبی به تحلیل وضعیت سرمایه اجتماعی در این کشورها و روند صعود یا نزول آن پرداخته و امکان یک مقایسه بین کشوری و دلایل رخداد هر وضعیت را به وجود آورده و ادبیات غنی و پرباری را برای استفاده دیگر جوامع دامن زدهاند. در اندازهگیری «سرمایه اجتماعی» توجه به سه جنبه منجر به پیدایش استراتژیهای تحقیقاتی متعددی در پژوهشهای مربوط به این موضوع شده است: 1) اعتماد 2) گستردگی روابط دیرپا 3) وجود هنجارهای مشترک در این میان، استفاده از چهار سنجه عمده سرمایه اجتماعی قابل تشخیص هستند: 1) میزان اعتماد عمومی. 2) میزان مشارکت در انجمنها و نیز فعالیتهای داوطلبانه اجتماعی. 3) میزان جرم، طلاق، خودکشی و غیره، به عنوان نمایانگر میزان شدت و قوت ارتباطات اجتماعی. 4) وسعت و غنای شبکه روابط اجتماعی افراد.
1) اعتماد اجتماعی (مابین افراد): میزان اعتماد میان افراد، میزان رواج صداقت و راستگویی در میان مردم و پایبندی افراد به قول و قرارها. 2) اعتماد سیاسی (میان افراد و حکومت): میزان اعتماد پاسخگویان نسبت به مدیران و کارگزاران دولتی،نظر افراد نسبت به کارکردهای حکومت، نظر مردم در باره نوع نگرش و نظر حکومت به همه، اعتماد مردم به قوانین و عدالت سیاسی، میزان مشارکت مردم در سیاستگذاریها و اداره امور، روند شرکت مردم در انتخاباتها. 3) اعتماد نهادی(مشاغل، حرفهها و موقعیتها): میزان اعتماد پاسخگویان به افراد شاغل در اصناف مختلف(بنگاههای معاملات ملکی، خرید و فروش اتومبیل، کسبه خرده پا، تجار، رانندگان، پزشکان، قضات، روحانیون، کارگران و...). شاخص های مربوط به مشارکت در انجمنها و نیز فعالیتهای داوطلبانه اجتماعی 1) حساسیت و توجه به سرنوشت کشور: آمادگی برای دفاع از خاک خود به طور داوطلبانه، آمادگی افراد برای کار داوطلبانه در مناطق محروم، دنبال کردن اخبار سیاسی و کیفیت آن 2) مشارکت در فعالیتهای خیریه و داوطلبانه: رواج کمک به دیگران در جامعه، کار داوطلبانه در بنگاههای خیریه و یا کمک مالی. 3) عضویت در انجمنهای شهروندی:انجمنهای اولیا و مربیان،انجمنهای ورزشی و تفریحی،انجمنها و شوراهای محلی،شرکت در محافل غیررسمی و دوستانه،شرکت در مراسم روضه و عزاداری نیز از 20% در سال 1375 به حدود 35% در سال 1382 افزایش یافته است. شاخص های مربوط به میزان جرایم هر چه در یک جامعه میزان جرایم کمتر باشد، سرمایه اجتماعی بالاتر است. کاهش یا افزایش مواردی همچون طلاق، خودکشی و غیره، نمایانگر میزان شدت و قوت ارتباطات اجتماعی هستند.
شاخص های مربوط به وسعت و غنای شبکه روابط اجتماعی افراد
افزایش مشارکت، پایبندی به تعهدات و رشد و بهبود مستمر روابط افراد جامعه را در بر می گیرد.
هرچند شناسایی و معرفی شاخص های سرمایه اجتماعی بستگی به شرایط حاکم دارد ولی عناصر مفهومیای که اغلب در پژوهش ها به عنوان عناصر اصلی سرمایه اجتماعی در نظر گرفته شدهاند عبارتند از: آگاهی به امور عمومی، سیاسی و اجتماعی، اعتماد عمومی، اعتماد نهادی، مشارکت غیررسمی همیارانه، مشارکت غیررسمی خیریهای، مشارکت غیررسمی مذهبی و شرکت در اتحادیهها، انجمنها، سازمانها و موسسات مدنی رسمی. بخشی از نتایج تحقیق آقای سید احمد فیروزآبادی با عنوان بررسی سرمایه اجتماعی در ایران و راههای ارتقاء آن(سال 1384) به شرح زیر است: به طور کلی بر اساس یافتههای فراتحلیلی، سرمایه اجتماعی در ایران بر اساس مدل نظری، به ترتیب اهمیت از عواملی به این شرح تاثیر میپذیرد: 1) 'تعهد دینی'، همبستگی مستقیم و مثبت بر سرمایه اجتماعی در ابعاد ذهنی - شناختی یعنی اعتماد عمومی و نهادی و در ابعاد رفتاری- مشارکتی، انواع مشارکت رسمی و غیر رسمی دارد. 2)'تحصیلات' نیز از سایر عوامل موثر تاثیرگذار بر سرمایه اجتماعی میباشد. به گونهای که رابطه آن با سرمایه اجتماعی به لحاظ اهمیت به عنوان دومین عامل تاثیرگذار بر سرمایه اجتماعی میباشد به گونهای که رابطه آن با سرمایه اجتماعی به لحاظ اهمیت به عنوان دومین عامل تاثیرگذار مثبت به شمار میآید و رابطه آن با عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی به این صورت است که به غیر از مشارکتهای غیررسمی که همبستگی معکوس با آن دارند با سایر عناصر مفهوم سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد عمومی، نهادی، آگاهی و توجه و مشارکت رسمی همبستگی معنادار مستقیم دارد. 3)'مشارکت رسمی یکی از اعضای خانواده'، نیز با سرمایه اجتماعی رابطه معنادار و مثبت دارد و با عناصر مفهوم سرمایه اجتماعی به غیر از اعتماد نهادی که بیرابطه است با سایر عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی، رابطه معنادار و مثبت دارد. 4) 'میانسالان'، با میانگین سنی 51 سال نسبت به جوانان با میانگین سنی 25 سال از سرمایه اجتماعی بالاتری برخوردارند و این موضوع در بین عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی به غیر از آگاهی و توجه و مشارکت رسمی که بیرابطه است با سایر عناصر سرمایه اجتماعی رابطه معنادار مثبت دارد. 5) 'غیرمهاجرین'، نسبت به مهاجرین از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردارند و در بین عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی، به غیر از اعتماد عمومی که رابطه معناداری با مهاجرت ندارد، اعتماد نهادی، آگاهی و توجه و مشارکتهای رسمی و مشارکت غیر رسمی مذهبیِ غیرمهاجرین به طور معناداری بیش از مهاجرین است و مشارکت غیررسمی خیریهای و همیارانه مهاجرین به طور معناداری بیش از غیرمهاجرین است. 6) 'مردان'، به نسبت زنان از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردارند اما در عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی سطوح اعتماد عمومی و نهادی و مشارکتهای غیررسمی همیارانه در بین زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد و آگاهی و توجه و مشارکتهای رسمی مردان به طور معناداری از زنان بیشتر میباشد. 7)'دینباوری'، که از شدت ضعیفتری نسبت به تعهد دینی برخوردار است، بر روی سرمایه اجتماعی تاثیر مثبت دارد و با اعتماد عمومی، آگاهی و توجه و مشارکت رسمی رابطه معناداری ندارد و با سایر عناصر مفهومی سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد نهادی، مشارکتهای غیررسمی خیریهای، مذهبی و همیارانه رابطه معنادار مثبت دارد. |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، عضو هیئت علمی دانشگاه پروفایل مدیر : علی میر |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |


