TRIZ و QFD - کیفیت
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

 QFDرا می توان نتیجه منطقی بازار پر رقابت در جهان کنونی دانست . این تکنیک ، سیستمی انسانی بوده و نقطه شروع آن شنیدن صدای مشتری است که اغلب غیر کمی به شمار می‌آید. این سیستم، صرفاً ابزاری کیفیتی نیست بلکه روشی برای برنامه ریزی تکوین محصولات جدید یا بهبود محصولات کنونی است در یک جمله این تکنیک را می‌توان بصورت زیر تعریف نمود:

 QFD فرصتی ایده‌آل برای جدا شدن از فرهنگ (( ما بهتر از همه می دانیم مشتری چه می خواهد )) و حرکت به سمت فرهنگ (( اجازه دهید صدای مشتری را بشنویم )) است . QFD در تولید کالا و عرضه خدمات مورد استفاده قرار می گیرد. این روش در کاهش هزینه‌های تولید، چرخه طراحی محصول، دوره زمانی تکوین محصول، هزینه‌های مهندسی و راه‌اندازی، اتلافها، اعتراضات مشتری و نیز افزایش کیفیت مطابق خواست و سلیقه مشتری، تاثیر عمیقی می گذارد.

اساس QFD جمع آوری کلیه اطلاعات لازم در ارتباط با مصرف کننده و استفاده از آنها در طراحی محصول می باشد. درجه بندی این اطلاعات توسط AHP صورت می گیرد . اطلاعات حاصل از سابقه استفاده باعث یکسری تغییراتی در طراحی محصول می گردد که این تغییرات اغلب از  نکات مهم و اساسی در جهت طراحی محصول تلقی می شوند.

هدف اصلی QFD در واقع تعیین نیازها و احتیاجات مشتریان می باشد. فعل وانفعالات انجام شده بین مشتری و محصول این احتیاجات را مشخص می کند و برای پی بردن به آن به عملی ترین روش یعنی Gemba (زمان و مکانی که مشتری محصول را مصرف می کند )پناه می بریم.  با استفاده از نوآوری نظام یافته(TRIZ) به ابداعات لازم در Gemba پرداخته می شود.

 روشهای مختلفی برای اجرای QFD وجود دارد که می توان به روش اکائو، ماکابه، فوکوهارا و پلیتز اشاره نمود . با وجود روشهای متفاوت در اجرا، منطق و فلسفه همه آنها یکسان بوده و نقطه شروع کار، طراحی و تکمیل ماتریسی به نام خانه کیفیت است. بوسیله این ماتریس می توان میان خواسته‌های مشتریان و ویژگی های محصول ارتباطی برقرار نمود.

از خانه کیفیت در QFD می توانیم بعنوان یک واسطه برای ماتریس تناقضهای فنی در نو آوری نظام یافته استفاده نمائیم، با این کار می توانیم پارامترهای متناقض را شناسائی نمائیم.

QFD به عنوان ابزاری جهت انعکاس نیازها و خواسته های مشتری در محصول بکار می رود. اگرچه این تکنیک در درک نیازمندی ها مفید واقع می شود ولی ابزاری برای حل مشکل نمی باشد؛ این در حالی است که از نو‌آوری نظام یافته به عنوان ابزاری جهت یافتن راه حل ابتکاری در مسائل فنی جهت توسعه فرآیندهای محصول استفاده می شود.

نو‌آوری نظام یافته مدرن برای تولید جوابهای ابداعی مسائلی که قبلاً در QFD مطرح شده‌اند روش های جدیدی پیشنهاد می دهد؛ که البته نوشداروی جامعی نمی باشد.

خواسته‌های مشتریان را می توان به 3 دسته( مورد توقع یا بدیهی که حتی اجرای
100% آنها مشتری را راضی نخواهد کرد، خواسته‌های آشکار شده که به هر طریقی بیان شده و هر اندازه عملی شوند رضایت مشتری را بیشتر جلب می نمایند و خواسته های هیجان آور که مورد انتظار نبوده و درخواست نمی شوند ولی اگر به همراه محصول باشند، مشتری را خیلی هیجان زده خواهند نمود)تقسیم کرد. بر اساس این طبقه بندی از خواسته های مشتری می توان سئوالاتی را از منظر نو‌آوری نظام یافته ارائه داد که باید جواب داده شوند. این سئوالات برای دسته های مختلف خواسته ها نیز متفاوت هستند.

 اگر چه روشی کارا جهت اختلاط این دو تکنیک تاکنون پیشنهاد نشده است، ولی یاماشیوا و همکارانش در سال 2002 با اختلاط سیستماتیک این دو ابزار، روشی جدید بنام فرآیند توسعه محصول ابتکاری ارائه نمودند که ما را قادر به خلق نوآوری فنی کارا در محصول جدید می نماید. در این روش هدف، وظایف، فعالیت های محصول و اجزاء متشکله در چارچوب ساختار سلسه مراتبی گسترش یافته و اجزاء متشکله‌ای که بیشتر به نوآوری فنی نیاز دارند، بوسیله آنالیز و تحلیل خواسته‌های مشتری در قالب محاسبه وزن اجزاء متشکله تشخیص داده می شوند.

QFD به منظور طراحی محصول، تمام اطلاعات مربوط به مشتری را به زبان مهندسی تبدیل می کند.

   QFD  به سازمان کمک می کند تا سرمایه گذاران و مشتریانش را بهتر درک کند. QFD عکس العمل مشتری را  قبل و بعد از آزمایش محصول یا خدمت به دقت ثبت می کند و بدین وسیله اطلاعات زیادی در مورد نقاط قوت و ضعف محصول به دست می آورد. QFD نوع بهبودهای آینده را مشخص می کند، ولی هیچ کمکی به فرآیند حل ابتکاری مسأله نمی کند. به عبارت دیگر، یکی از  نقاط ضعف QFD این است که وقتی به نقاط حساس در طراحی می رسد هیچگونه توانائی برای آنالیز و ایجاد راه حل ندارد بنابراین سازمان باید برای تحریک قوه تصور طراحان خود و ایجاد طوفان ذهنی، به ابزاری جدید نیاز دارد. تنها ابزاری که در این حالت   می توان از آن کمک گرفت، دانش مهندسی خلاقیت( TRIZ) است که باعت تولید مفاهیمی برای کاهش نقاط منفی و بهبود در طراحی موجود می شود.  با این روش می توان مهم ترین نتیجه و تابع هدف از اطلاعات مصرف کننده را استخراج نمود.


کلمات کلیدی: triz ،qfd ،کیفیت